نزار القباني
با سلام دوبارهامروز به مناسبت اربعین به بعضی سایتهای اخبار عربی سر زدم در میان انها سایت کانال العربیه خبر از اربعین در کربلا داده بود از انجا که در ادامه خبر نظرات کاربران درج می شود و اکثرا وهابیها نظر میدهند و ضد شیعه و مراسم اربعین می نویسند یکی از نویسندگان شیعه این شعر زیر را نوشته بود که برایم بسیار جالب بود و اولین بار بود که می شنفتم
جالب اینکه این شعر از شاعر معروف عرب نزار القبانی می باشد این شاعر که معروف است به غزلیات و اشعار عاشقانه اش اما این شعر زیبا را سروده که حیفم امد انرا ترجمه نکنم و در اینجا نگزارم
نزار القباني
سأل المخـالف حين انـهكـه العـجب
هل للحـسين مع الروافـض من نسب
* مخالف شيعه در حال تعجب پرسيد كه آيا حسين با رافضي ها (شيعه ها) نسبتي دارد *
لا يـنـقضي ذكـر الحسين بثـغرهم
وعلى امتداد الدهـر يُْوقِـدُ كاللَّـهب
* ياد حسين از دهان شان ( زبان شان ) محو نمي شود و در طول زمان مانند شعله اتش فروزان است *
وكـأنَّ لا أكَــلَ الزمـــانُ على دمٍ
كدم الحـسين بـكـربلاء ولا شــرب
* و انگار كه زماني بر اين تازگي خون حسين نگذشته وهمانا خون حسين هنوز تازه است *
أوَلَمْ يَـحِنْ كـفُّ البـكاء فــما عسى
يُـبدي ويُـجدي والحسين قد احــتسب
* آيا وقت آن نرسيده كه گريه بر حسين را كنار بگذاريد و چه اثر وفايده اي دارد اين گريه كردن وحسين اكنون جان داده است *
فأجـبـتـه ما للـحـسين وما لـــكم
يا رائــدي نــدوات آلـيـة الطـرب
* به او جواب دادم شما به حسين چه كار داريد اي كساني كه بدنبال مجالس لهو ولعب و هرزگي هستيد *
إن لم يـكن بين الحــسين وبـيـنـنـــا
نـسبٌ فـيـكـفـيـنا الـرثاء له نــسب
* اگر بين ما و حسين نسبتي نباشد اما همين عزاداري براي اثبات نسبت كافي است *
والحـر لا يـنـسى الجـمــــيل وردِّه
ولَـإنْ نـسى فـلـقــد أسـاء إلى الأدب
* و آزاده فراموش نمي كند نيكي و پاسخ آن را و اگر فراموش كند بي ادبي كرده است *
يالائـمي حـب الحـسين أجــــــنـنا
واجــتاح أوديــة الضـــمائر واشرأبّْ
* اي كسي كه مرا سرزنش ميكني ، محبت حسين ما را ديوانه كرد و رگهاي وجدانم را سيراب و پر نمود *
فلـقد تـشـرَّب في النــخاع ولم يــزل
سـريانه حتى تســـلَّـط في الـرُكــب
* همانا در مغز سيراب شد او تا اينكه در جاي جاي بدن مسلط گشت *
من مـثـله أحــيى الكـرامة حـيــنـما
مـاتت على أيــدي جــبابـرة الـعـرب
* چه كسي است همانند او كه كرامت را زنده نمود در آن زماني كه بر روي دستان بزرگان عرب كرامت مُرد *
وأفـاق دنـيـاً طـأطـأت لـولاتــــها
فــرقى لـذاك ونـال عــالية الـرتــب
* وبيدار نمود دنيايي را كه سر خم مي نمود براي سلاطينش پس سبب بلندي و مرتبت والا براي آن شد *
و غــدى الصـمـود بإثـره مـتـحفزاً
والـذل عن وهـج الحيـاة قد احتـجـب
* و در اثر او براي پايداري جا باز شد و ذلت از روشنايي زندگي پرده پوشيد *
أما الـبـكاء فــذاك مــصـدر عـزنا
وبه نـواسـيـهـم ليـوم الـمنـقـلـب
* اما گريه كردن آن منبع عزت ما است و به آن گريه مواسات ميكنيم (با اهل بيت) كه ذخيرة قيامت است *
نـبـكي على الــرأس المـــرتـل آيـة
والــرمح مـنـبـره وذاك هو العـجـب
* گريه مي كنيم بر سري كه آيه قران را ترتيل مي كرد در حاليكه نيزه منبرش بود و اين چه عجيب است *
نـبـكي على الثـغـر المـكـسـر ســنه
نـبكي على الجـسـد السـليب الـمُنتهـب
* گريه مي كنيم بر دهاني كه دندانش شكسته شده ... گريه مي كنيم بر جسدي كه غارت زده شده *
نـبـكي على خـدر الفــواطـم حــسرة
وعـلى الـشـبـيـبة قـطـعـوا إربـاً إرب
* گريه مي كنيم با حسرت بر چادرهاي فاطميات (كه از بين رفته بود) وبر جوان هايي كه تن آنها پاره پاره شده بود *
دع عنـك ذكــر الخـالـديـن وغـبـطهم
كي لا تــكون لـنـار بـارئـهـم حــطب
* دست بردار از تعرّض وحسادت به كساني كه جاويدند تا براي دوزخ خداي آنها هيزم نشوي *
-----------------
نزار القبانی (1923-1998) متولد دمشق
